


باز هم ثانیه ها دقیقه ها روز ها ما ها ساعت ها دست به دست هم دادند تا 1 سال رو از وجود آدم بگیرند در عوض یک سال جدید به انسان میدن,یا بدتر از سال قبل یا بهتر.این دیگه بستگی به خودت داره که چه جور بگذرونیهر شکلی هم که بگذرونی باز اون سال و ازت میگیره .پس به خوشی بگرون,بی دغدغه, به آرومی همون جور که خودت ی خوای که بشه گفت
*همه چی آرومـــــه.......*![]()

باز من طبع شعریم گل کرد ![]()

ســــلام همگی چه طورین یا نه؟؟؟
هر جوری هستین به من ربط نداره باید الان که این جایین اون طوری باشین که من می خوام
یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟یعنی این که:
1-به حالت ایساده
2.دستو پا آماده برای حرکات موزون(رقص)
3.حرکـــــــــــــــــــــــــــت

حالا به چه علت؟؟؟؟؟به این علت که روزگار بی شعور 1سال از عمر منو گرفت ولی 1سال جدید بهم داد دیگه چه جوری بگذره خدا میدونه![]()
اولین ساله که تو وبم تولد میگیرم میخوام بینم خوبه یا نه که اگه بچه ها همکاری کنن طبق اون 3 مرحله ی بالا سالای دیگه هم بیام این جا وگر نه برم فکر جای دیگه باشم![]()
موزیک و رقص نور و دمو دستگاهشــــــــــــــم با خودتون![]()
![]()
فقط دیگه خواهشا خودتون مراعات کنین یعنی قسمت خواهران و برادران جدا![]()
و این که در آخر به صرف کیک و نوشیدنی...
همون آب پذیرایی میشین
حالا یکم ساکت من حرفمو بزنم برم
حالا راحت باشین منم یه شعر میخونم البته با همکاری
شما ![]()



امشب می خوام که بشینم ازآرزو هام بنویس
امشــــب میخواد قصه ی ما رو تا صبح بنویسه دل بی صبـــــر
باور کــــــن گریه هامو,شــــــادی کن کــــــه نمیبینی خنده هامـــــــو
گریـــــــــه هامو بزار اول خنده هاتــــــو بزار آخـــــــــــــــــر
آرزو هامـــو تماشا کن که بی تو در چه حالــم




به به آدم یه نـــــــفس راحت می کشه تو این روزا
سلام علیک
خواهران و برادران .....خوبین؟؟؟؟؟؟
من خودم و کشتم تا یه آپ کنم نشد
حالا هم ساعت 1:37 شب یــــــهو به سرم زد بیام این جا
هم یه حالی بپرسم هم چی؟؟؟
هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هم چی خب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا بگو دیگــــــــه
تو رو خدا آینده سازا مملکت مارو
هم این کـــــــــه عید و بهتون تبریک بگم مهم تر از
همه این ایام خجسته ی
تعطیلی رو به شما و خونواده ی محترمتون
تبریک میگم
تا باشه از این عیدا و تعطیلیا
از این روزا استفاده کنید که کم پیش
میادا البته ما که بیشر روزامون تعطیلیه
از این لحاظ مشکل چندانی نداریــــــــــــم
خب دیگه این که مواظب خودتون باشید
ایشالا تا عید دیگه باز میام آپ می کنم
خوش بگذره
خدایا به حق
شاه
مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
دلا
امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد




سلام سلام ســــــــــــــــلام بچه ها خوب دارین یا نه ؟؟؟با نبود ما خوش گذشت؟؟؟؟
به به دست شما درد نکنه خیلی ممنون واقعا امیدوارم کردین
بالاخــــــــــره اومدم
اومدم باز اومدم با ماشــــــین یــــــار.......نه شرمنده اشتباه چاپی بود
با ماشــــــــــین بابا اومدم
اومدم هم یه آپ کنم هم بگم که تعطیلات خوبی رو با شما گذروندم .نمیگم نمیام ولی
کمتــــــر میام
نیودم بگم آپ آخره و واسه خداحفظی اومدم ولی می تونم بگم خداحافظی موقت یا
همون به امید دیدار خودمون
خلاصه خوبی بدی هر چی دیدین حلال کنید مواظب خودتون و بچه هاتون!
(وبلاگاتون)
باشین ما هم از یاد نبرین
.I LOVE YOU
هوارتــــــــا


وصف کالج (شعر طنز)
* خوبه آدم حرفاشو بزنه بعد اسم شوخی یا طنز روش بزاره ها کسی هم باهات کاری نداره دیگه*
کالجا شرح تو گویم ,
که ز خاک و بی نمایی
بکنم مملکت آگه , که
تو نوری و پیامی
همه جا پول تو جویم
,همه از شهریه گویم
همه آن سوی تو آیم,با
دوچرخه یا دمپایی
تو زنوری ,زپیامی,
تو رفیق بانک هایی
تو شکافندهی فرقی,
تو دهنده ی جزایی
نتوان مزد تو دادن ,
چون که در جیب نگنجد
نتوان درس تو
خواندن, که تو در مغز نیایی
همه نوری و پیامی ,
همه پولی و کلاسی
همه نمره و خفایی ,
همه درس و امتحانی
همه علمی تو ندانی ,
همه عیبی تو نپوشی
همه پولی تو بکاهی
همه مدرک تو فزایی
لب و دندان « پیامی»
, همه پایان تو پوید
تا که با کار شناسی
, بودش روی رهایی


















سلام سلام ســــــــلام به روی خورشــــیدتون
به آجیای ماه و داداشای.............. اونم ماه. خواستم
قافیه هاش جور در بیاد نشد
خب حالا خوب دارین یا نه؟؟ خب خدا رو شکر(البته این واسه
اونا بود که خوبن)
خلاصه بریم سر اصل مطلب:
راستش اومدم بگم که من یه چند وقت نیستم,چند وقت که نه,یه چند روز .چند روز که نه,یه چند ساعت
نه دیگه همون روز
.البته نه این که برم
دیگه برنگردما(خدایی نکرده)
راستش یه مسافرت یــــــیهویی پیش اومد غافلگیر شدیم
اینه که یه دفه ای شد
خلاصه این که جواب کامنتا رو بعد از برگشتن میدم
.شــــــرمنده
و این کـــه: هم مواظب خودتون هم وبلاگم باشین این چند روز سپردمش به شما
(تمرین امانت داری)
راســـــــتی اینم بگم که این آپ نیست پس از هرگونه شکایت جهت بی خبری معزوریم
هم شما هم وبلاگو به خدا سپردم دوشـــــتون دارم
هوارتــــــــــــــــا


به امیـــــــد نگاهتــــــــــون(همون به امید دیدار خودمون)


وایسین وایسین وایسین داشت یادم میرفت
عیدتون مبــــــــــارکـــــــــــــ





(راهنمایی برای نا
واردا * مثل خودم * :"ش "به جای " س" , " ژ"
به جای "ز" )
گردی نیشت , دودی
نیشت
می نشینم لب ژو
من دماغم چه قدر می
خارد
ژیر لب می گویم
,دمپایی من پش کو
پاشبانی ژ شر کوچه
پایینی ما
نفله ای را دارد با
خودش می آرد
وای انگار که او داش
حشن است
دشتبندی دارد او در
دشت
چیز هایی شت که می
دانم 
مثلا می دانم که حشن
داد من را هم لو
و من خسته ژ بش بی
حالم
لحظات دگر می شوم
پاک ولو 
می روم بالانر تا دم
در
می شوم لیک دمر
من پر اژ فریادم
داد خواهم ژد
ای ژن . ای ژ
باژ کن این در را
چند شاعت دگر
من به همراه حشن
و دو مثقال حشیش
و به همراه پلیش
می رویم شوی شتاد
آخ شرکار بایست
کت من باژ افتاد![]()


خواستگاری خر 
خری آمد به سوی مادر خویش
بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری
آگر تو بچه ات را دوست داری
خرمار بگفتا ای پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر
از جان
ز بین این همه خر های خوشگل
یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد
کمی عر عر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من
به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن
برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زنانه
شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پای عقدش
یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله
همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقل کتاب خود گشایید
وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی ؟
به عقد این خر خوشتیپ در آیی
یکی از حاضرین گفتا به خنده
عروس خانم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر بپرسید
که خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عر عر کنان شادی نمودند
به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی
برای این دو خر در زندگانی
قبل و بعد از ازدواج
.قبل از ازواج:
مرد:دیگه نمی تونم
منتظر بمونم
زن:میخوای بری از پیشم؟
مرد:فکرشم نکن
زن:منو دوست دازی؟
مرد:البته
زن:تا حالا به من دروغ
گفتی؟
مرد:نه, چرا این سوال
رو می پرسی؟
زن:منو مسافرت می بری؟
مرد:مرتب
زن: منو کتک می زنی؟
مرد: به هیچ وجه
زن: می تونم بهت اعتماد
کنم؟؟؟؟؟؟
2.بعد از ازدواج:همین متن را از پایین به بالا بخوانید.

حسنی نگو جوون بگو 
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه 
نه سیما جون ،نه رعنا جون 
نه نازی و پریسا جون 
هیچ کس باهاش رفیق نبود 
تنها توی کافی شاپ 
نگاه می کرد به بشقاب ! 
باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟ 
نه نمی رم نه نمی رم 
به دخترا دل می بازی ؟! 
نه نمی دم نه نمی دم 
گل پری جون با زانتیا 
ویبره می رفت تو کوچه ها 
گلیه چرا ویبره میری ؟ 
دارم میرم به سلمونی 
که شب برم به مهمونی 
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین 
یه کمی به من سواری می دی ؟! 
نه که نمی دم 
چرا نمی دی ؟ 
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم 
اما تو چی ؟ 
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری 
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه
ادامه مطلب

خوشا آنان که دانشجو ندارند
دو تا اینسو دو تا آنسو ندارند
که از شهریه ها غمباد گیرند
چو پولی تا نوک پارو ندارند
هر آنکس را که دیدید هست دلشاد
به دور از ناله و اندو ه و فریاد
بدان فرزند ایشان نیست راهی
پدر جان سوی دانشگاه , آزاد
غذایش را به جز کو کو ندیدم
به زیر پاش یک زیلو ندیدم
درون خانه اش را هر چه گشتم
به غیر از پنج دانشجو ندیدم
Debrahlee Lorenzana،زنی است که اتفاق عجیبی برایش رخ داد، او بخاطر
جذابیت بیش از حد از کارش اخراج شد! براساس گزارش نیویورک پست، او در
بانکی در منهتن به عنوان یک منشی کار میکرد اما کارفرمایانش مجبور به
اخراج او شدند!Debrahlee میگوید که همیشه ظاهری مناسب داشته است و درحقیقت عاشق خریدن
لباس و تجربه کردن لباسهای جدید بوده است اما هیچگاه لباس نامناسب
نمیپوشیده است. اما همین لباس پوشیدنهای مختلف و متفاوت باعث شده بود که
همکارانش بارها به وی پیشنهادات غیراخلاقی بدهند.س از اینکه این پیشنهادات افزایش یافت و برروی کار سایر کارمندان تاثیر
گذاشت، شرکت مجبور به اخراج او در ماه اوت 2009 شد. درحال حاضر او شکایتی
در دادگاه مبنی بر تبعیض جنسیتی مطرح کرده است و امیدوار است بتواند حق
خود را پس بگیرد
گله میکرد ز مجنون لیلی
که شده رابطه مان ایمیلی
حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت میدانی
عشق وقتی بشود دات کامی
حاصلش نیست به جز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟
برده به دات کام و دات ارگ تو را؟





